تو تاکسی بودیم بعد راننده هی دستش تو دماغش بود
خانمه که کنار من نشسته بود خواست بهش تیکه بندازه گفت:
تو این یکی هم بگرد شاید یه چیزی تو اونم باشه :))
راننده هم گفت :عجله نکن خوش شانس باشی تو همین یه چیزایی برات پیدا میکنم
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
جمعه 27 دی 1392 ساعت 22:25 |
بازدید : 84 |
نویسنده :
[cb:post_author_name]
| ( نظرات )
|
يه روز غضنفر ميره مغازه لوازم خونگي چشش ميافته به فلاسك ميپرسه آقا اون چيه؟ مغازه دار ميگه اون فلاسكه ميپرسه كارش چيه ميگه هر چيز سردي رو بزاري تو ش سرد نگه ميداره هر چيز گرم هم بذاري توش گرم نگه ميداره مرده خوشحال ميشه و يكي ميخره فردا كه ميره اداره باخودش ميبره رييسش وقتي فلاسكو ميبينه ميگه ببينم چي تو اون فلاسكت داري؟ ميگه اقاي رييس 2 تا الاسكا دارم با 3 تا فنجون قهوه!
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
جمعه 27 دی 1392 ساعت 22:25 |
بازدید : 90 |
نویسنده :
[cb:post_author_name]
| ( نظرات )
|
از خدا مي خوام توي زندگي موانع رو از سر راهت برداره ... چون خر نمي تونه مثله اسب از روي موانع بپره !!
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
جمعه 27 دی 1392 ساعت 22:23 |
بازدید : 84 |
نویسنده :
[cb:post_author_name]
| ( نظرات )
|
داداشم میگه:
یه روز دیدم دختر همسایمون تو دانشکاه پیش دوستاشه.
گفتم بزار اذیتش کنم.هندزفری رو گذاشتم و رفتم پیشش و مکالمه ای صورت گرفت.به این شکل.
من:سلام
دختر همسایمون:سلام
-خوبی؟
-به لطف شما
-میای بریم استخر؟
-خفه شو بی ادب
-منم هندزفری رو در آوردم و بهش گفتم با منی؟
هیچی دیگه ... الان 2 ماهه داریم تو افق و عمود و مورب دنبالش میگردیم
خونوادش نگرانن
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0